أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
63
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه يك ركعت نماز بكرد بقرائتى خفيف ، چون به ركوع رسيد چندانى مقام كرد كه شب بنيمه رسيد بركعت ديگر برخاست و قرائتى سبك بخواند و به سجده شد و چندانى مقام كرد كه شب به آخر رسيد ، در سجده ميگفت : سجد لك سوادى و آمن بك فؤادى ، هذاه يدى « 1 » التى جنيت بها على نفسى ؛ فاغفر لى الذنب العظيم إنّه لا يغفر الذنب العظيم إلّا الربّ العظيم ، أعوذ برضاك من سخطك ، و بعفوك من عقوبتك ، و أعوذ بك منك ، لا أحصى ثناء عليك . چون فارغ شد در حجره آمد ، گفتم : يا رسول اللّه اين چه شب است ؟ - گفت : شب نيمهء شعبان [ است خداى تعالى درين شب بر مؤمنان امّت من رحمت مىكند الّا بر مدمن الخمر و مصرّ بر زنا و ربا و بر آنكه بر پدر و مادر عاقّ باشد يا صورتگر باشد يا سخن چين بود ، درين شب اعمال بندگان رفع كنند « 2 » ] و درين شب خداى را آزاد كردگان باشند بعد دموى گوسفندان بنى كلب ، من گفتم : يا رسول اللّه چه اختصاص است گوسفندان بنى كلب را ؟ - گفت : در عرب كس ازيشان بيشتر گوسفند ندارد . گفتند كه : حكمت چيست كه شب قدر بپوشيد و شب برات پيدا كرد ؟ - گفتند براى آنكه آن شب شب رحمت و غفران است و شب آزاد كردن از آتش نيران است ، تا مردم بر آن تكيه نكنند أمّا اين شب شبى است پخشيده « 3 » بين الشىء و ضدّه ؛ ليلة الحفض و الرّفع ، ليلة الحكم و القضا ، ليلة السخط و الرّضا ، ليلة القبول و الرّد ، و الوصول و الصدّ ، ليلة السّعادة و الشّقاء ، و الكرامة و البقاء ، فواحد فيها يسعد و واحد يبعد ، و واحد يخزى و واحد يجزى ، و واحد يكرم و واحد يحرم ، و واحد يهجر و واحد يوجر ، و ازينجا گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : آجال از شعبان تا بشعبان قطع كنند تا كس باشد كه او زن كند و فرزند بزايد و نام او از صحيفهء زندگان محو كرده باشند و در جريدهء مردگان ثبت كرده باشند ؛ فوا عجبا كم من كفن مغسول و صاحبه فى السّوق مشغول ، و كم من قبر محفور و صاحبه بالسّرور مغمور ، و كم من وجه ضاحك و صاحبه عن قريب هالك ،
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « يداى » . ( 2 ) - عبارت ميان دو قلّاب در نسخ اين تفسير نيست و گويا ساقط شده است و بوسيلهء تفسير ابو الفتوح ( ره ) تصحيح شد . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « پخچوده و پخچيده و پخشوده و پخشيده بمعنى پهن گرديده باشد » .